تبليغاتX
دالان دلتنگی

دالان دلتنگی

اس ام اس عاشقانه , شعر , داستان

 

پرسش!

 

خداوندا پرسشی دارم...؟

رها کن آسمانها را،بیا اینجا قضاوت کن

ببینم در زمین یک مرد پیدا میکنی یا نه؟

تو هم مثله همه،امروزو فردا میکنی یا نه؟

بندگانت را از ننگ آدم بودن و بیهوده فرسودن،مبرا میکنی یا نه؟

برای آخرین پرسش

قیامت را بگو،مردانه،برپا میکنی یا نه؟

 

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط mahtab| |

 

برگرد...

 

یک روح پراز بهانه دارم ... برگرد!


یک عالمه عاشقــانه دارم ... برگرد!


با اینکه دلیل رفتنت " مــــــن " بودم


یک خواهــش کودکــانه دارم  برگرد!!!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط mahtab| |

 


خواهر کوچکم از من پرسيد :


پنج وارونه چه معنا دارد؟!

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت

روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم


گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو ميداد


آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم :


بعدها وقتي غم


سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي


- پنج وارونه چه معنا دارد !!!

 

 

نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت 2:9 قبل از ظهر توسط mahtab| |

جنازه ای را به راهی می بردند ،درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند.

پسر از پدر پرسید:((بابا !در اینجا چیست؟))

گفت:((آدمی)).

گفت:((کجا می برندش؟))

پدر گفت:((به جایی که نه خوردنی باشد ،نه پوشیدنی،نه نانی ونه آب و نه هیزم

 ،نه آتش ،نه زر، نه سیم،ونه 

گلیم))

پسر گفت:((بابا !مگر به خانه ما می برندش.))

نوشته شده در شنبه 24 دی1390ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط mahtab| |


 بچه که  بودیم  بستنیمان  را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم


    چه بیهوده بزرگ شدیم روحمان را گاز می زنند می خندیم!!!

نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط mahtab| |


خودم هم قبول دارم كهنه شدم


آنقدر كهنه  كه  میشود روی گرد و خاك  تنم


یادگاری  نوشت


بنویس و برو


نمیشكنم!!!


تنها ، گاهی  مچاله  میشوم.


نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط mahtab| |



نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم


و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ...


می خواهم امروز را زندگی کنم ...


خواستی باش ... نخواستی نباش...


نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط mahtab| |


نگران نباش...


حال دلم خوب است !!!


…نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست


نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو …


آرام ، آرام


جوری که نبینی و نشنوی


گوشه ای نشسته ،


و رویاهایش را به خاک می سپارد


نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط mahtab| |


احتیاط باید کرد...

همه چیز کهنه می شود

و اگر کوتاهی کنیم ،عشق  نیز،

بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند.



نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط mahtab| |


امشب تکلیف شبم چیز دیگری بود.

چیزی به جز شیمی ,فیزیک, ریاضی ......

سرمشقم چیز دیگری بود 

نه بابا آب می داد نه کبری تصمیم جدیدی برای زندگی اش می گرفت.

 تکلیف شبم فقط یک چیز بود

امشب برصفحه قلبم هزار بار نوشتم

              دوستت دارم


نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط mahtab| |



                     خدایا تو قلب مرا می خری ؟



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390ساعت 1:1 قبل از ظهر توسط mahtab| |


یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... !

دوســـت داری ، همـــدرد نداری ..

خانـــواده داری ، حمــــایت نداری ..

عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری ...

مثل همیشه ؛

هــمه چی داری و هــیچی نداری...


نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط mahtab| |


آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای …


نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط mahtab| |


دلتنگی......حاضر!


غم........حاضر!


درد.......حاضر!


دوری.....حاضر!


عشق.........؟


بلندتر می خوانم......عشق...؟


باز هم نیامده


غیبتهایش از حد مجازش دیریست که گذشته


اخراجش می کنم!!!!


با آنکه نمی شود اما زندگی را ادامه می دهم...!


مشق هر شبتان همین باشد.


نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط mahtab| |


گاه دلتنگ میشوم


دلتنگتر از همه دلتنگها


گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را و محاکمه میکنم وجدانم را


من کدام قلب را شکستم و کدام احساس را له کردم و کدام خواهش را نشنیدم و


به کدام دلتنگی خندیدم


که اینچنین دلتنگم.........


نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط mahtab| |

Design By : Mihantheme